فضای کار (ورک اسپیس – Work Space )

نوشته شده توسط بهنامی در ۲۵ شهریور ۱۳۹۳

 

چند روزی هست که با دوستان در مورد فضای کار صحبت و بحث میکنیم.بحث بر سر اینکه چطوری احداث بشه نیست بحث من و دوستانم بر سر وجود یا عدم وجود اونه و همین بهانه ای شد برای من که پست وبلاگی در همین مورد بنویسم.

من خودم به شخصه در اتاق شخصی خودم در خانه پدریم نمیتوانم کاری را به راحتی به جلو ببرم . وقتی نگاهم به کامپیوتر با هدف کار کردن بروی پروژه ای میافته وافعا متنفر میشم ازش و دوست دارم زمان هایی را که در خانه و در اتاقم هستم به گشت و گذار در فضای مجازی و فیلم دیدن و … بگذرانم. خب هر شخص سلیقه ای داره. البته برای کار نکردن در خانه بهانه های بسیار زیادی نیز میتراشم که خسته هستم، از شنبه شروع میکنم، امروز برم دوستامو ببینم از فردا شروع میکنم و …

وقتی صحبت از فضای کار میشه در نگاه اول نکات مبهم زیادی به ذهن انسان میرسه


Homepage-Photo1

– چجور فضایی هست ؟

– آیا میزی مستقل برای کار خواهم داشت ؟

– آیا اینترنت پر سرعتی خواهد داشت ؟

– آیا امکانات تیمی کار کردن وجود داره ؟

– هزینه اش چقدره ؟(اون قدری هست که صرفه اقتصادی داشته باشه برام ؟)

– آیا تلفن خواهد بود که با مشتریانم صحبت کنم؟ ( تلفن ثابت )

– آیا کسانی به عنوان مربی ( در رشته های مختلف ) وجود خواهند داشت که از انها کمک بگیرم ؟

– امکانات رفاهی در چه حدی هستش ؟

– آیا سکوت لازم برای کار کردن در اونجا حاکم خواهد بود ؟

و ….

wow این همه دغدغه؟؟

من خودم شرایطی که در ذهنم از فضای کار عمومی دارم اینطوری هستش :

جایی که یک میزتک نفره یا چند نفره در اختیار من بزاره با اینترنت پر سرعت و سکوت فضای کاری کافیه برام

IstanbulHackerspace_BeforeTuesdayMeeting

به شخصه برای من فضای کسب و کار اونجا برای من کافی هست. یعنی در جو کارآفرینی و کسب وکار قرار بگیرم و پروژه هام رو با انرژی بیشتری جلو ببرم. داشتن قهوه ساز بسیار مدرن اونجا یا میز های بسیار بسیار شیک و گران قیمتش مهم نیست. ولی سرعت اینترنتش مهمه، قیمت هر ساعت اجاره اون میز برام مهمه،

در نهایت پاتوق نبودن اونجا برام مهمه دوست ندارم جایی که اسم فضای کار رو یدک میکشه بشه پاتوق دور همی و همه در اونجا بجای کار کردن برای دو هم بودن و وقت گذرونی حضور داشته باشن (مخالف دور همی و وقت گذرونی نیستم ولی اونجا جاش نیست)

اگر همچین جایی در شهرم وجود داشته باشه من نسبت به قیمتش مطمئنن ساعاتی رو در اون حضور خواهم داشت (به نظرم ساعتی ۱۰ الی ۱۵ هزار تومان مبلغ معقولی هست) تمام ساعات روز کاری رو در اونجا نمیگذرونم ولی مطمئنا خیلی از زمان های آزادم رو در اونجا مشغول کار کردن روی پروژه هام خواهم بود

کاش روزی برسه که همچین فضایی رو در شهر تبریز داشته باشیم و بتونیم ازش استفاده بکنیم که مطمئناً آثار مثبت این محیط و فضا رو در جامعه و حرفه آی تی خواهیم دید

به امید اون روز

 

 

اندر باب استارتاپ ویکند ارومیه

نوشته شده توسط بهنامی در ۲۱ شهریور ۱۳۹۳

ماه قبل یعنی دقیقا اخر ماه قبل من به عنوان شرکت کننده در استارتاپ ویکند ارومیه شرکت کردم و این اولین بار حضور من در چنین رویدادی بود
اول اینکه هدف من از متن اصلا تعریف تمجید الکی نیست و همچنین هدفم کوبیدن هم نیست فقط نکته نظراتم رو که به عنوان یه شاهد اونجا بودم رو میگم شاید هم انتقادی بکنم به عملکرد افراد…. هدفم اینه که در رویداد بعدی بهتر بشه و روز به روز رو به جلو حرکت کنه
من تقریبا ساعت ۶ رسیدم اونجا که خب بعداز حضور در سالن با یه اتفاق نادر روبه‌رو شدم
سرعت اینترنت واقعا فوق‌العاده بود خیلی خیلی خیلی ( خیلی * ۱۰۰۰۰۰) خوب بود دست تیم اجرایی و شرکت اسپانسر اینترنت درد نکنه خیلی از نواقص رو میشه به خاطر همین سرعت اینترنت چشم پوشی کرد ازش.فضای ساختمان برگزاری خیلی خوب بود و فضای سبز حیاطش هم که دیگه محشر بود بازم دست تیم اجرایی درد نکنه
توضیحاتی داده شد توسط تسهیل‌گر، سپس ایده ها ارایه شدن و رفتن سمت داوری ایده هاااا خلاصه ایده ها انتخاب و اعلام شدن
در این حین فعالیت در توییتر شرکت کننده ها و تیم لایو خیلی کم بود اصلا میشه گفت نبود …
جمع کردن رای برای ایده ها واقعا مزخرف بود یعنی شخصی که روی سن توضیح میداد با بی برنامگی محض جلو رفت البته نمیدونم که وظیفه ایشون بود یا نه ولی خب من روی صحنه تسهیلگر رومیدیدم پس برنامه ریزی نحوه رای گیری برای ایده هااا هم وظیفه ایشون باید میبود( در حالی که وقتی به سایت استارتاپ ویکند مراجعه کردم وظایف رو خوندم دیدم که نوشته تسهیلگر نباید از اول تا اخر رو صحنه باشه و باید اجازه بده رویداد رو ببرن جلو یعنی شخصی به عنوان سخنران و شخصی به عنوان تسهیلگر که در اینجا ما از ابتدا تسهیلگر رو روی صحنه میدیدیم )… صحنه ای شبیه بازار گجیل تبریز رو شاهد بودیم در هنگام رای گیری….
رای گیری انجام شد و همچنین جذب افراد به تیم ها همچنین این بی برنامگی به چشم میخورد
وقتی برای شام به سالن غذا خوری رفتیم واقعا فوق العاده بود هم غذای بسیار عالی سرو شد سرویس بسیار عالی بود من که خیلی لذت بردم  از این سطح خدمات که این هم برنامه ریزی تیم اجرایی بود واقعا عالی بود
تیم ها رفتن مستقر شدن تو مکان های اقامتشون که من با درخواست شخصی خودم و موافقت بهروز بختیاری و وحید ناموری عزیز با اونا هم اتاق شدم و کلی بگو بخند داشتیم در طی چند روز اقامتمون در اونجا …
تیم ها روز دوم اومدن و شروع به کارکردن …ایده هاشونو جلو بردن منتور های خیلی خوبی بودن در بین منتور ها ،که از دل و جون تلاش میکردن دلسوزانه کمک میکردن و راهنمایی میکردن واقعا ازشون ممنون هستم از همشون و تشکر میکنم چه منتور های بد اخلاق چه منتور های خوش اخلاق دست همشون درد نکنه
وسط روز بعضی منتورین عزیز طبق سنت پایه گذاری شده توسط نمیدونم کدوم شیر پاک خورده ای شروع کردن به تحقیر شرکت کننده هاو برخورد بد و نگاه بالا به پایین البته درسته تعداد این نوع منتور ها کم بود ولی خب بودند و میخواستن واژه ی وای چه حرفه ای جمع کنن برا خودشون (حرفه ای بودن فرسنگ ها فاصله داره با این نوع کار ها و شوآف ها)
خلاصه زمان به پایان رسید و فرداش هم ادامه داده شد تا رسید به زمان ارایه ها
اول اینکه مشخص نبود داور چند نفره خیلی بهتر بود مشخص باشه داور ها (نمیدونستم اسم داور ها بسیار بسیار امنیتی هست حتی بمیریم هم نباید لو بره اسمش ) حداقل تخصص افرادی که سوال میپرسیدن از ما رو اگه میدونستیم که باید نسبت به تخصص اون ها پاسخ بدیم بهشونو مدرک  دکترای هنر های زیبا داشتن و معیار انتخاب همین مدرک بود، سوال تجاری میپرسید میفهمیدم که تخصصی پشت این سوال نیست و سوال از طرف دستگاه گوارشی مطرح شده است ….شوخی کردم در ضمن داورین یا سوال کننده های عزیز به هم دیگه فرصت نمیدادن حتی بعضا داخل حرف اونیکی میپریدن و حرفشو قطع میکردن که به دور اادب بود.
بعضی منتور ها در زمان ارایه واقعا سوال های عالی میپرسیدن بعضی هاشونم ایراد گروه های مورد علاقه خودشون سکوت میکردن ولی برای بقیه گروه چنین سکوتی در کار نبود حتی وقتی گروهی به جای دمو ایده خودشون یه فایل عکس باز کردن و بشکل ناشیانه ای  اونو نشون دادن همه تعجب کردن ولی هیچ یک از داور ها شما بخوانید منتور  حتی اعتراض هم نکردن …
نکته ی عجیب اینکه شخصی هم داور بود هم منتور بود هم….
و اینکه در کل برنامه تسهیل گر رو صحنه بود و تمام بخش هارو سعی داشت خودش ببره جلو فک کنم زیاد جالب نبود ولی خب ایرادی هم نداشت این قضیه گیر الکی ندم
اما خب اینکه نوع تشویق های زمان انتظار اعلام برنده ها که از تسهیلگر دیگری به شکل کاملا ناشیانه ای کپی برداشته شده بود واقعا خیلی بد و خجالت اور بود (اونم تو رویدادی که پایه و ریشه اش تو خلاقیت ها هستش)
اسپانسر های رویداد که تیم اجرایی با تلاش های چند ماهه گرفته بودن فوق‌العاده بود جایزههااااا عالی بود
واقعا برنده واقعی به نظرم تیم اجرایی بود که افتخار بزرگی برای شهر ارومیه کسب کردن
در اخر این متن بازم میخوام تاکید بکنم که هدف این متن نه چاپلوسی هستش نه تخریب هدف گفتن نکات مثبت و منفی بود تا نکات مثبت بیشتر بشه و نکات منفی تا میتونه کمتر بشه که صد البته در این رویداد نکات مثبت خیلی خیلی  بیشتر از منفی بود
این متن دقیقا بعد از رویداد نوشته نشد تا محکوم به عقده ای بودن و عصبانی بودن از نتیجه تیمی مون نباشم
سعی کردم بی طرف بنویسم و اگه نکات منفی بیشتر بیان شد هدفی به جز دلسوزی ندارم و خواهم داشت

ارزو هام برای اینده حرفه ای شهرم

نوشته شده توسط بهنامی در ۱۸ شهریور ۱۳۹۳

من وبلاگ نویس حرفه ای نیستم قلم خوبی هم ندارم که بتونم متن خوبی بنویسم با زبان محاوره ای مینویسم بعضی جاهاشم رسمی میشه… ولی خب ارزو هایی برای اینده حرفه ای شهرم دارم…
ارزو دارم روزی برسه این شغل جایگاه واقعی خودش رو پیدا بکنه
میدونید وقتی با همکارا صحبت میکنم اونا با قیافه شکست خورده ای بهم میگن اگه میتونستم کلا این شغل رو میبوسیدم میزاشتم کنار انگار یک زغال اتیشی گنده رو چسبودن به دل من …
ارزو دارم روزی توی شهرم باشه هم مشتری ها ارزش کاری که تحویل میگیرن رو متوجه بشن و برنامه نویس ها و طراح ها هم ارزش کارشونو بدونن و اونو به خاک و خون نکشوننش…میدونید که چی میگم
ارزو دارم که یه روزی شهرم بشه پرچم دار کار طراحی وب و برنامه نویسی تو ایران بشه این محقق نمیشه مگه اینکه از همین امروز تغییر رو از خودم شروع کنم این خودم خودم هامون جمع بشه و ماحصل اش بشه تحقق ارزوی من
ارزو دارم وقتی شغلم رو به یکی میگم سرشو به علامت اینکه یعنی چی تکون نده مردم شهرم با تکنولوژی راحت کنار بیان و فرار نکنن ازش
ارزو دارم افراد شاغل در این حرفه اونقدر درآمد داشته باشن که دنبال شغل دوم نباشن و تو۲ تا شرکت کار نکنن
و از همه مهم تر فرهنگ کار کردن در این حرفه رو یاد بگیرم…
یدونه هم ارزو برای خودم دارم این تیکه شو میتونید نخونید….
ارزو دارم روزی در هم همین نزدیکی ها برسه که طراحی UI وبسایت رو یاد بگیرم و به کمک این یاد گرفتنم از طرح هایی که میزنم لذت ببرم نه مثل الان وقتی میبینمشون حالم بهم نخوره و عذاب وجدان دانلود تم های رایگان خارجی رو نگیرم که یدونه تم هم نمیتونی طراحی کنم…. تعارف نداریم که بلد نیستم ولی ارزو دارم روزی برسه که حرفی برای گفتن پیش اساتید حرفه خودم رو داشته باشم
در ضمن تا یادم نرفته کاش همکارام و خودم این فیریلداخ (به معنی : سر وقت به تعهد ها عمل نکردن ) بودن رو بزاریم کنار … :دی
تو این بازی وبلاگی به دعوت بهروز بختیاری عزیز شرکت کردم و خیلی خیلی ازش ممنونم که این حرکت بزرگ رو راه انداخت مرسی بهروز